سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

266

طب در دوره صفويه ( فارسى )

بقراط از وجود يك چنين وسيله‌اى بىاطلاع بود ولى آرشيژنس « 13 » و سورانوس افسوسى « 14 » از يك چنين وسيله‌اى استفاده مىكردند . رازى و ابن سينا نيز از آن نام مىبرند و اين نشان مىدهد كه وسيلهء مزبور هميشه مورد استفاده بوده است . دكتر اسپينك « 15 » در كتاب خود به نام « طب عملى زنان اعراب » عكس چهار نوع از اين وسيله را كشيده است كه همه دو دريچه‌اى هستند . جرجانى نوشته است كه اولين نشانه تشخيص سرطان از راه لمس ميسر است زيرا اين نوع غدد سفت و محكم مىباشند و وقتى زنى به جراح مراجعه مىكند رشد غده احتمالا از جلو و يا پشت او نمايان است كه در اين صورت دومين نشانهء آن بند آمدن ادرار يا اشكال در عمل دفع خواهد بود و بالاخره نشانهء سوم ساير عوارضى است كه ممكن است در نقاط ديگر بدن بروز كرده باشند از قبيل احساس ضعف ، لاغرى و غيره . جرجانى مىگويد محل درد سرطان رحم منوط به محلى است كه غده بدخيم پيدا شده است . اگر غده در خود رحم باشد درد در كمر احساس مىشود و اگر در قعر الرحم باشد درد در ناف احساس مىگردد و اگر در گردن رحم باشد درد در انتهاى عظم عانه احساس مىشود و بالاخره بايد دانست كه غده در هر طرفى باشد مريض روى طرف ديگر مىخوابد . نشانهء اصلى سرطان دهانهء رحم ترشحات رحمى است كه ممكن است غليظ و خون‌آلود ، بدبو ، سبز رنگ ، و يا خون خالص باشد . جرجانى به پزشكان جوان هشدار مىدهد دقت كنند تا يك چنين خونى را با خون حيض اشتباه نگيرند . اينك به شرح درمان اين بيمارى مىپردازيم : در كتب پزشكى جراحى سرطان رحم در موارد اوليه سرطان دهانه رحم توصيه نشده است . در اين مورد بخصوص يعنى سرطان دهانهء رحم حتى دارودرمانى نيز كار مشكل و غير مفيدى دانسته مىشد با وجود اين غدد دهانهء رحم بيشتر از غددى كه در خود رحم پيدا مىشدند در دسترس قرار داشتند . دارودرمانى اين بيمارى با استفاده از برگ خرغوس مخلوط با عسل و آب كه آن را روى غده مىگذاشتند صورت مىگرفت و يا آن كه برگ خاروك را با گل كلم مىآميختند و آن را روى غدهء سرطانى قرار مىدادند و بالاخره از نان تازه بدون نمك نيز استفاده مىكردند . وقتى درد خيلى شدت پيدا مىكرد داخل فرج بيمار را با معجونى از شير انسان و روغن داغ كه آن را مرهم الرسل مىناميدند شستشو مىدادند . در اينجا شايد لازم باشد كه قدرى بيشتر راجع به داروها و موادى كه از آن‌ها نام برديم صحبت كنيم زيرا بسيارى از آن‌ها داراى ريشهء تاريخى مىباشند . در به دو امر از اسامى داروها چنين استنباط مىگردد كه متعلق به دوران قبل از اسلام مىباشند و اين استنباط كاملا صحيح است و من تصور مىكنم كه اغلب آن‌ها يادگار دانشگاه جندىشاپور هستند

--> ( 13 ) - Archigenes ( 48 - 117 A . D . ) ( 14 ) - Soranus of Ephesus ( 15 ) - Dr . Spink